گزارش صعود نول جنوبی و شمالی دنا
روز 5شنبه دوم آبان ساعت 6صبح به قصد صعود دو قله ی نول جنوبی و شمالی با ماشین سواری از فلکه ی قصردشت شیراز،به سمت یاسوج وسپس سی سخت به راه افتادیم.
در مسیر برای خرید صبحانه و ناهار _که قرار بودبه صورت گروهی تهیه شود _کمی توقف داشتیم.ساعت 9 به سی سخت رسیدیم وهمنوردمان سرکار خانم محمدحسینی به ما پیوست.
طبق هماهنگی انجام شده با محیط زیست،به ما اجازه ی ورود با ماشین را دادند وخودشان زحمت کشیده مارا به آخرین نقطه ی جاده ی تنگ کوه گل منتقل کردند.
کوله ها را برداشتیم و پس از یک ربع پیمودن مسیر در جهت خلاف جریان آب به چشمه ی زیبای محل صبحانه رسیدیم.
چمن ها به حدی شاداب بودند که دلمان نیامد زیرانداز پهن کنیم.
صبحانه صرف شد.جای همه سبز.



پس از قوت گرفتن،رفتن را آغاز کردیم.پس از یک ساعت به دو راهی تنگ نول یا دو آب رسیدیم .از مسیر جداشده ، راه سمت راست یعنی جهت جنوب را در پیش گرفته و به سمت مور سلطانی وسپس برباز حرکت را ادامه دادیم.
چشمه های مور سلطانی آب اندکی داشتند.برای همین ما پیش بینی آب را از قبل کرده بودیم.چون تا برگشت دیگر چشمه ای وجود نداشت ؛واین یکی از عواملی بود که این صعود را سخت می کرد.
از دوراهی دوآب تا برباز حدود یک ساعت زمان لازم دارد. با وجودی که فصل پاییز بود، این منطقه هنوز طراوت داشت.وگیاهان گون،جاشیرو انواع گل های پاییزی به چشم می خورد.
حدود دو ساعت طول کشید که شیب تندی را _که در صخره هایش درختان سرو کوهی فراوانی روییده بود _ سپری کردیم.

ورسیدیم به قسمت شیرین برنامه یعنی بدو بدو ماهی کباب!


بعد از صرف ناهار شکر خدا را به جا آوردیم.


یکی از دوستان برای یافتن محل مناسبی برای شب مانی زودتر به راه افتاد.

وچادرها در محلی مناسب و رویایی برپا شد.




رییس جهنم گروه مشغول تدارک آتش شد.

وآتشی گرم با چای خوش طعم با همنوردانی همدل شبی به یاد ماندنی را برایمان رقم زد.


پیش بینی می کردیم که شب بسیار سردی پیش رو داشته باشیم ولی تا نزدیک صبح همه چیز بر وفق مراد بود؛که ناگهان باد وزیدن گرفت و سرما آغاز شد.ولی باز هم قابل تحمل بود.
6بیدار باش بود .پس از یک ته بندی سبک همراه با چای داغ ودیدن نمای طلوع زیبای خورشید بر قله های دنا، کوله های سبک را همراه با ناهار برداشتیم و بقیه ی وسایل را همان جا گذاشتیم وبه راه افتادیم.
قله ی آفتابی سمت چپ حوض دال مرکزی4350 و سمت راست کل خرمن4190 است.

دوستان همه پر انرژی بودند.این از عکس هایشان هم هویداست.



کبک ها اطرافمان می پریدند و آواز می خواندند.این هم آثارشان.

آثارخرس و رد پای شکار هم به وفور دیده می شد.
این هم نمایی از کل خرمن به ارتفاع 4190 متر.



از محل شب مانی دو ساعت راه بود تا به قسمت سنگی زیر قله ی نول جنوبی رسیدیم.
قبل از شروع مسیر سنگی برای صرف صبحانه توقف داشتیم.
پیمودن مسیر سنگی دو ساعت زمان برد.چون باید با احتیاط حرکت می کردیم.
به آب پخشان (خط الرأس)که رسیدیم در جهت شرق قله های پازن پیر4300 ،رمبسه 4180 و تاپو 4100 خودنمایی می کردند.
در عکس زیر این سه قله از چپ به راست دیده می شوند.

گیاهان هنوز در ارتفاع باطراوت بودند و شکارها دغدغه ای نداشتند جز مزاحمت آدم نماها.


ساعت 12 برفراز نول جنوبی( 4120م )متر قرار گرفتیم وپس از اندکی توقف به سمت گردنه ی خاکی هلال مانند بین دو نول سرازیر شدیم.
فسیل های زیادی در مسیر وجود داشت که یکی از آنها هم خانه ی من شد.

این هم نمایی از نول شمالی به ارتفاع (4130 م) که از نول جنوبی 45 دقیقه زمان لازم داشت.

از فراز نول شمالی باغ های بی نظیر پادنا دیده می شد.

عکس هایی روی قله گرفتیم.سجده ی شکر به جا آوردیم و سرازیر شدیم.

قله ی قاش سرخ که صعود به آن یک ساعت از نول جنوبی وقت لازم داشت وسوسه مان کرد؛ولی به دلیل کوتاه بودن طول روز ناچار ،به صعود نظری این قله ی خوش فرم رضایت دادیم و به سمت محل کوله هایمان به راه افتادیم.
دست به سنگ ها را با حوصله و دقت گذراندیم وپس از صرف ناهار خودمان را به کوله ها و سپس گردنه ی برباز رساندیم.
ساعت 18.30 سوار بر ماشین به سمت سی سخت وسپس شیراز به راه افتادیم.
خاطره های بس شیرین از این صعود با خود به همراه آوردیم.مثل همیشه دنا با ما مهربان بود و مهمان نواز.